معنی ۱neutral · 87%
کاملاً و بهطرزی مرموز ناپدید شدن و هیچ رد روشنی باقی نگذاشتن
مثالهای طبیعی
Mein Schlüssel ist wie vom Erdboden verschluckt.
کلیدم انگار آب شده رفته توی زمین.
Nach dem Vorfall war der Verdächtige wie vom Erdboden verschluckt.
پس از حادثه، مظنون انگار کاملاً ناپدید شده بود.
Seit der Kündigung ist der ehemalige Kollege wie vom Erdboden verschluckt.
از وقتی استعفا داده، همکار سابق انگار کلاً ناپدید شده است.
نکتهٔ کاربردی
این اصطلاح مجازی است و در زبان گفتاری یا رسانهای رایج است؛ تأکید میکند که با وجود جستوجو، شخص یا چیز پیدا نمیشود.
