معنی ۱neutral; formal · 82%
اطلاعات، گفتهها یا برداشتی را تکرار یا به شکل دیگری بیان کردن.
مثالهای طبیعی
Bitte gib die Nachricht genau wieder.
لطفاً پیام را دقیق بازگو کن.
Der Artikel gibt die wichtigsten Ergebnisse verständlich wieder.
مقاله نتایج اصلی را بهروشنی بازگو میکند.
Das Bild gibt die Stimmung des Abends gut wieder.
تصویر حالوهوای آن شب را بهخوبی منتقل میکند.
نکتهٔ کاربردی
wiedergeben جداشدنی و قوی است: gibt wieder، gab wieder، hat wiedergegeben؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
درس کوتاه: wiedergeben
اطلاعات، گفتهها یا برداشتی را تکرار یا به شکل دیگری بیان کردن. wiedergeben جداشدنی و قوی است: gibt wieder، gab wieder، hat wiedergegeben؛ مفعول آکوزاتیو میگیرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «wiedergeben» مطابقت دارد؟
