تولد دوباره یا ظهور مجدد پس از پایان، افول یا دگرگونی پیشین
مثالهای طبیعی
Das Festival trug zur Wiedergeburt einer fast vergessenen Musiktradition bei.
جشنواره به احیای دوبارهٔ یک سنت موسیقایی تقریباً فراموششده کمک کرد.
Die Vorstellung von Wiedergeburt spielt in mehreren Religionen eine wichtige Rolle.
تصور تولد دوباره در چند دین نقش مهمی دارد.
Viele sehen in dem neuen Stil die Wiedergeburt des Minimalismus.
بسیاری سبک جدید را تولد دوبارهٔ مینیمالیسم میدانند.
نکتهٔ کاربردی
در کاربرد مجازی، «Wiedergeburt» اغلب به بازگشت یا نوزایی قدرتمند اشاره دارد؛ در بافت دینی معنای دقیق آن به نظام اعتقادی مربوط بستگی دارد.
