معنی ۱neutral · 87%
خواست، نیت یا ارادهٔ فرد برای انجام کاری
مثالهای طبیعی
Mit starkem Willen hat sie ihr Ziel trotz vieler Schwierigkeiten erreicht.
او با ارادهٔ قوی با وجود دشواریهای زیاد به هدفش رسید.
Die Entscheidung war ihr eigener Wille.
این تصمیم خواست خود او بود.
Niemand darf gegen seinen Willen dazu gezwungen werden.
هیچکس نباید برخلاف میل و ارادهاش به این کار مجبور شود.
نکتهٔ کاربردی
عبارت gegen den Willen یعنی «برخلاف میل/ارادهٔ کسی». برای پشتکار نیز starker Wille رایج است.

