معنی ۱neutral · 90%
نیمسال دانشگاهی که در بخش زمستانی سال تحصیلی برگزار میشود
مثالهای طبیعی
Im Wintersemester besuche ich drei Vorlesungen.
در ترم زمستانی سه کلاس سخنرانی دارم.
Das Studium beginnt im Wintersemester.
تحصیل در ترم زمستانی شروع میشود.
Das Wintersemester ist sehr voll.
ترم زمستانی خیلی شلوغ است.
نکتهٔ کاربردی
شکل جمع بدون تغییر است: Wintersemester.
ترکیبهای رایج
— در ترم زمستانی

