معنی ۱neutral · 87%
اثر، تأثیر یا نتیجهای که چیزی ایجاد میکند
مثالهای طبیعی
Die Wirkung des Medikaments hält mehrere Stunden an.
اثر دارو چند ساعت ادامه دارد.
Die Studie untersucht die Wirkung von Werbung auf Jugendliche.
این پژوهش تأثیر تبلیغات بر نوجوانان را بررسی میکند.
Die Maßnahme zeigt bereits erste Wirkung.
این اقدام همین حالا نخستین اثرهای خود را نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
برای چیزی یا کسی که اثر بر آن وارد میشود معمولاً Wirkung auf + Akkusativ میآید: die Wirkung auf Kinder.

