معنی ۱neutral · 87%
دوره یا وضعیتی از آشفتگی و سردرگمی سیاسی، اجتماعی یا تاریخی
مثالهای طبیعی
Viele Familien verließen das Land während der politischen Wirren.
بسیاری از خانوادهها در جریان آشوبهای سیاسی کشور را ترک کردند.
Seine Jugend fiel in die Wirren der Nachkriegszeit.
جوانی او با آشفتگیهای دوران پس از جنگ همزمان شد.
In den Wirren des Umbruchs gingen zahlreiche Akten verloren.
در آشفتگیهای دورهٔ گذار اسناد زیادی از بین رفت.
نکتهٔ کاربردی
«Wirren» در این معنا شکل مفرد معمول ندارد و در توصیف تاریخی و رسانهای دورههای بیثبات رایج است.
