wissenschaftliche Arbeit
C2اسمشغل، کار، شغل کار
JadoLearn Dictionary
wissenschaftliche Arbeit یعنی شغل. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
شغل، کار، شغل کار
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
شغل، کار، پست
آزمایش، آزمون، محک
پرده، یفا کردن، اقدام کردن
گزارش دادن، گزارش کردن، معرفی کردن
شغل، کار
شغل، کار
شغل، کار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.