Woche
C2اسمهفته، هفت روز، هفته هفت روز
JadoLearn Dictionary
Woche یعنی هفته. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
هفته، هفت روز، هفته هفت روز
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
هفته، هفت روز
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
قابل معاشرت، انس گیر، آمیزگار
پادشاهی، مملکت، ملکوت
چرک، کثافت، چرکی
خطه، سرزمین، قلمرو
خطه، سرزمین، قلمرو
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
منزوی، صومعه نشین، تارک دنیا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.