معنی ۱neutral · 87%
پایان هفته، بهویژه شنبه و یکشنبه
مثالهای طبیعی
Am Wochenende besuchen wir meine Eltern.
آخر هفته به دیدن والدینم میرویم.
Wir fahren übers Wochenende an die Ostsee.
برای آخر هفته به ساحل دریای بالتیک میرویم.
Das Büro bleibt am Wochenende geschlossen.
دفتر در آخر هفته بسته میماند.
نکتهٔ کاربردی
am Wochenende عبارت زمانی استاندارد است. fürs Wochenende یعنی «برای آخر هفته» و übers Wochenende یعنی «در طول آخر هفته».

