معنی ۱neutral · 87%
سالم، بیآسیب و در وضعیت خوب پس از موقعیتی که میتوانست خطرناک باشد
مثالهای طبیعی
Die Bergsteiger kehrten am Abend wohlbehalten ins Tal zurück.
کوهنوردان عصر سالم و سلامت به دره برگشتند.
Alle Kinder wurden wohlbehalten aus dem Gebäude gebracht.
همهٔ کودکان سالم از ساختمان خارج شدند.
Das empfindliche Gerät kam trotz des Sturms wohlbehalten an.
با وجود طوفان، دستگاه حساس سالم به مقصد رسید.
نکتهٔ کاربردی
«wohlbehalten» اغلب احساس آسودگی از اینکه کسی یا چیزی از سفر یا خطر بدون آسیب گذشته است را منتقل میکند.
