معنی ۱neutral · 87%
نگرش دوستانه و مساعد نسبت به کسی یا چیزی
مثالهای طبیعی
Der Vorschlag stieß beim Vorstand auf überraschend viel Wohlwollen.
این پیشنهاد با نظر مساعد غیرمنتظرهای از سوی هیئتمدیره روبهرو شد.
Wir hoffen auf das Wohlwollen aller beteiligten Parteien.
امیدواریم همهٔ طرفهای درگیر با حسن نیت برخورد کنند.
Sein politischer Einfluss beruhte lange auf dem Wohlwollen der Bevölkerung.
نفوذ سیاسی او مدتها به نظر مساعد مردم وابسته بود.
نکتهٔ کاربردی
«Wohlwollen» نگرش خیرخواهانه و مساعد را بیان میکند و در بافتهای رسمی، نهادی و بینفردی رایج است.
