معنی ۱formal · 90%
واحد مستقل مسکونی در یک ساختمان یا مجموعهٔ سکونتی
مثالهای طبیعی
Auf dem Gelände sollen insgesamt 180 neue Wohneinheiten entstehen.
قرار است در این زمین در مجموع ۱۸۰ واحد مسکونی جدید ساخته شود.
Das Gebäude wurde in drei voneinander getrennte Wohneinheiten aufgeteilt.
ساختمان به سه واحد مسکونی جدا از هم تقسیم شد.
Die Zahl leer stehender Wohneinheiten ist im vergangenen Jahr leicht gesunken.
تعداد واحدهای مسکونی خالی در سال گذشته کمی کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
از Wohnung فنیتر است و میتواند برای مقاصد آماری یا برنامهریزی به واحد سکونتی اشاره کند.
