معنی ۱neutral · 92%
منطقهای شهری یا روستایی که کاربری اصلی آن ساختمانهای مسکونی و زندگی روزمره است
مثالهای طبیعی
Das neue Wohngebiet soll Platz für tausend Familien bieten.
منطقهٔ مسکونی جدید قرار است برای هزار خانواده جا فراهم کند.
Durch das Wohngebiet fahren morgens zu viele Autos.
صبحها خودروهای زیادی از منطقهٔ مسکونی عبور میکنند.
Wir suchen eine Wohnung in einem ruhigen Wohngebiet nahe der Universität.
دنبال آپارتمانی در یک منطقهٔ مسکونی آرام نزدیک دانشگاه هستیم.
نکتهٔ کاربردی
Wohngebiet یک منطقه با کاربری مسکونی است؛ Wohnort محل زندگی یک فرد مشخص را بیان میکند.
