خانهای مشترک که چند نفر، لزوماً بدون رابطهٔ خانوادگی، در آن زندگی میکنند و بخشی از امور روزمره را با هم سامان میدهند
مثالهای طبیعی
Nach dem Umzug lebt sie in einer Wohngemeinschaft mit drei Studierenden.
پس از اسبابکشی، با سه دانشجو در یک خانهٔ اشتراکی زندگی میکند.
Eine Wohngemeinschaft kann die monatlichen Wohnkosten deutlich senken.
خانهٔ اشتراکی میتواند هزینهٔ ماهانهٔ مسکن را بهطور محسوسی کاهش دهد.
In unserer Wohngemeinschaft teilen wir Küche, Bad und Haushaltsaufgaben.
در خانهٔ اشتراکیمان آشپزخانه، حمام و کارهای خانه را مشترک انجام میدهیم.
نکتهٔ کاربردی
WG مخفف بسیار رایج و روزمرهٔ Wohngemeinschaft است.
