معنی ۱neutral · 87%
بسیار عصبانی یا خشمگین
مثالهای طبیعی
Er ist wütend auf seinen Bruder.
او از دست برادرش خیلی عصبانی است.
Die Kundin ist wütend über die lange Wartezeit.
مشتری از زمان انتظار طولانی بسیار عصبانی است.
Nach der Nachricht wirkte der Chef richtig wütend.
بعد از شنیدن خبر، رئیس واقعاً خشمگین به نظر میرسید.
نکتهٔ کاربردی
wütend از ärgerlich قویتر است؛ برای شخص معمولاً auf و برای موضوع معمولاً über میآید.

