با اکراه آشکار و نارضایتی فروخورده
مثالهای طبیعی
Nach stundenlangen Gesprächen stimmte die Gegenseite zähneknirschend zu.
پس از ساعتها مذاکره، طرف مقابل با اکراه موافقت کرد.
Der Vorstand akzeptierte zähneknirschend die höheren Kosten.
هیئتمدیره با نارضایتی هزینههای بالاتر را پذیرفت.
Er erkannte zähneknirschend an, dass sein Gegner an diesem Tag besser gewesen war.
او با اکراه پذیرفت که حریفش آن روز بهتر بوده است.
نکتهٔ کاربردی
تصویر لفظی آن دندانقروچه است، اما در بیشتر کاربردها فقط پذیرش یا اطاعت همراه با اکراه را میرساند.
