معنی ۱neutral · 82%
بهدلیل تردید یا فکر کردن فوراً دست به کار نشدن.
مثالهای طبیعی
Vor der Entscheidung zögerte er einen Moment.
او پیش از تصمیم لحظهای درنگ کرد.
Sie zögerte, den Kunden anzurufen.
او برای تماس با مشتری تردید داشت.
Zögern Sie nicht, uns Fragen zu stellen.
برای پرسیدن از ما تردید نکنید.
نکتهٔ کاربردی
zögern اغلب بدون مفعول یا با bei میآید؛ nicht zögern zu + مصدر تشویق به اقدام است.
درس کوتاه: zögern
بهدلیل تردید یا فکر کردن فوراً دست به کار نشدن. zögern اغلب بدون مفعول یا با bei میآید؛ nicht zögern zu + مصدر تشویق به اقدام است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zögern» مطابقت دارد؟
