zackig
C2صفتدوشاخهای، دوشاخه کردن، بدوشاخه منشعب کردن
JadoLearn Dictionary
zackig یعنی دوشاخهای. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
دوشاخهای، دوشاخه کردن، بدوشاخه منشعب کردن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
دوشاخهای، دوشاخه کردن، بدوشاخه منشعب کردن
مراقب، هشیار، گوش بزنگ
شاداب، با نشاط، نورس
نا پایدار، موقتی، بی دوام
کوتاه مدت
گروه دوست، معاشرتی، انسی
خوش برخورد، خوش خلق، مقوی
گروه دوست، معاشرتی، انسی
استوار، دج، متقن
جانانه، اقناع، مقنع
استوار، دج، متقن
استوار، دج، متقن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.