معنی ۱neutral · 82%
مانعی از چوب، فلز یا سیم که محدودهای را محصور یا از بخش دیگری جدا میکند.
مثالهای طبیعی
Der Zaun schützt den Garten vor wilden Tieren.
حصار از باغ در برابر حیوانات وحشی محافظت میکند.
Wir streichen den alten Zaun am Wochenende.
آخر هفته حصار قدیمی را رنگ میکنیم.
Ein niedriger Zaun trennt den Spielplatz vom Parkplatz.
حصاری کوتاه زمین بازی را از پارکینگ جدا میکند.
نکتهٔ کاربردی
Zaun مذکر است: der Zaun؛ جمع Zäune. حالت اضافی بهشکل des Zauns یا des Zaunes میآید.
درس کوتاه: Zaun
مانعی از چوب، فلز یا سیم که محدودهای را محصور یا از بخش دیگری جدا میکند. Zaun مذکر است: der Zaun؛ جمع Zäune. حالت اضافی بهشکل des Zauns یا des Zaunes میآید.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Zaun» مطابقت دارد؟
