انگشتی کنار شست که معمولاً برای اشاره کردن به کار میرود.
مثالهای طبیعی
Sie deutete mit dem Zeigefinger auf den roten Knopf.
او با انگشت اشاره به دکمهٔ قرمز اشاره کرد.
Der Arzt bat ihn, den Zeigefinger zu beugen.
پزشک از او خواست انگشت اشارهاش را خم کند.
Bitte berühren Sie den Sensor mit dem Zeigefinger.
لطفاً حسگر را با انگشت اشاره لمس کنید.
نکتهٔ کاربردی
Zeigefinger مذکر است: der Zeigefinger؛ جمع آن نیز Zeigefinger است. در معنای مجازی میتواند به سرزنش اخلاقی اشاره کند.
درس کوتاه: Zeigefinger
انگشتی کنار شست که معمولاً برای اشاره کردن به کار میرود. Zeigefinger مذکر است: der Zeigefinger؛ جمع آن نیز Zeigefinger است. در معنای مجازی میتواند به سرزنش اخلاقی اشاره کند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Zeigefinger» مطابقت دارد؟
