Zeit totschlagen
B2فعلازهم پاشیدن، رویش انشعابی، تیر انداختن
JadoLearn Dictionary
Zeit totschlagen یعنی ازهم پاشیدن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
ازهم پاشیدن، رویش انشعابی، تیر انداختن
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
ولگردی کردن، کله قند، تکه
بربا درفتن، هرز، هدر
ازهم پاشیدن، رویش انشعابی، تیر انداختن
ازهم پاشیدن، رویش انشعابی، تیر انداختن
شامل کردن، بکار زدن، درخواست دادن
عقبی، پشت، افراشتن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
عمل آوردن، فر اوردن، تکامل پیدا کردن
عقبی، پشت، افراشتن
عمل آمدن، بالا کردن، پروردن
غلپیدن، عمل آمدن، بالا کردن
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.