معنی ۱neutral · 82%
برای مدتی محدود یا در بازههایی جداگانه، نه بهطور پیوسته.
مثالهای طبیعی
Wegen der Bauarbeiten ist die Straße zeitweise gesperrt.
بهدلیل عملیات ساختمانی، جاده موقتاً بسته است.
Im Sommer arbeitet er zeitweise von zu Hause.
او در تابستان گاهی از خانه کار میکند.
Die Verbindung war gestern zeitweise unterbrochen.
ارتباط دیروز گاهی قطع میشد.
نکتهٔ کاربردی
zeitweise قید است و صرف نمیشود. بسته به جمله، «موقتاً» یا «گاهی» معنا میدهد.
درس کوتاه: zeitweise
برای مدتی محدود یا در بازههایی جداگانه، نه بهطور پیوسته. zeitweise قید است و صرف نمیشود. بسته به جمله، «موقتاً» یا «گاهی» معنا میدهد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zeitweise» مطابقت دارد؟
