معنی ۱neutral · 87%
چیزی را عمداً بهشکل آیینی، باشکوه یا پررنگ برگزار یا اجرا کردن
مثالهای طبیعی
Die Stadt zelebrierte ihr Jubiläum mit mehreren öffentlichen Veranstaltungen.
شهر سالگرد خود را با چند برنامهٔ عمومی باشکوه برگزار کرد.
Er zelebrierte die Zubereitung des Kaffees wie ein tägliches Ritual.
او آماده کردن قهوه را مثل یک آیین روزانه اجرا میکرد.
Die Sendung zelebrierte den Konflikt beinahe genüsslich.
برنامه تقریباً با لذت درگیری را به نمایش میگذاشت.
نکتهٔ کاربردی
«zelebrieren» معمولاً بر تشریفات یا نمایش آگاهانه تأکید دارد و بسته به بافت میتواند مثبت یا انتقادی باشد.
