معنی ۱neutral · 87%
اوج یا بالاترین نقطهٔ یک روند، حرفه، نفوذ یا موفقیت
مثالهای طبیعی
Mit diesem Werk erreichte die Autorin den Zenit ihrer Karriere.
نویسنده با این اثر به اوج حرفهٔ خود رسید.
Das Reich stand damals auf dem Zenit seiner Macht.
آن امپراتوری در آن زمان در اوج قدرت خود بود.
Nach dem Zenit seiner Laufbahn nahm seine Leistung allmählich ab.
پس از اوج دوران حرفهایاش، عملکردش بهتدریج افت کرد.
نکتهٔ کاربردی
«Zenit» کمی رسمی و اغلب مجازی است؛ «Höhepunkt» در زبان روزمره خنثیتر و رایجتر است.
