معنی ۱neutral · 90%
بخش مرکزی یک مکان یا یک مرکز مهم
مثالهای طبیعی
Das Hotel liegt im Zentrum der Stadt.
هتل در مرکز شهر است.
Wir fahren heute ins Zentrum.
امروز به مرکز شهر میرویم.
Das Zentrum bietet verschiedene Kurse an.
مرکز دورههای مختلفی ارائه میدهد.
نکتهٔ کاربردی
جمع آن Zentren است.
ترکیبهای رایج
— در مرکز

