وسیله یا شیئی را به اجزای جداگانهاش باز کردن.
مثالهای طبیعی
Der Mechaniker zerlegt den Motor für die Reparatur.
مکانیک موتور را برای تعمیر باز میکند.
Bitte zerlegen Sie das Regal vor dem Transport.
لطفاً قفسه را پیش از جابهجایی باز کنید.
Die Technikerin zerlegte den alten Drucker in seine Einzelteile.
تکنسین چاپگر قدیمی را به اجزای جداگانه باز کرد.
نکتهٔ کاربردی
zerlegen باقاعده، جدانشدنی و در ماضی نقلی همراه haben است. در معنای مجازی میتوان استدلال یا ادعایی را هم رد و تحلیل کرد.
درس کوتاه: zerlegen
وسیله یا شیئی را به اجزای جداگانهاش باز کردن. zerlegen باقاعده، جدانشدنی و در ماضی نقلی همراه haben است. در معنای مجازی میتوان استدلال یا ادعایی را هم رد و تحلیل کرد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zerlegen» مطابقت دارد؟
