معنی ۱neutral · 87%
کسی یا چیزی را با زور و اغلب خشن یا تکراری کشیدن
مثالهای طبیعی
Die Sicherheitskräfte zerrten den Mann aus der Menge.
نیروهای امنیتی مرد را با زور از میان جمعیت بیرون کشیدند.
Das Kind zerrte ungeduldig am Ärmel seiner Mutter.
کودک بیصبرانه آستین مادرش را میکشید.
Sie zerrten den schweren Schrank über den Flur.
آنها کمد سنگین را با زور در راهرو کشیدند.
نکتهٔ کاربردی
«zerren» از «ziehen» خنثی شدیدتر و خشنتر است. الگوی حرف اضافهای آن «an + Dativ» است: an der Tür, an seinem Arm.
