معنی ۱neutral · 87%
فردی که رویدادی را دیده، شنیده یا مستقیماً تجربه کرده و میتواند دربارهٔ آن گزارش دهد
مثالهای طبیعی
Ein Zeuge hat den Unfall genau beobachtet.
یک شاهد تصادف را با دقت دیده است.
Der Zeuge beantwortete die Fragen des Richters.
شاهد به پرسشهای قاضی پاسخ داد.
Für den Vorfall gibt es mehrere Zeugen.
برای این حادثه چند شاهد وجود دارد.
نکتهٔ کاربردی
چون Zeuge اسم مذکر ضعیف است، شکل Zeugen در Akkusativ، Dativ، Genitiv و نیز جمع دیده میشود.

