Zicken
B1اسممربوط بودن، پروا، نگران
JadoLearn Dictionary
Zicken یعنی مربوط بودن. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مربوط بودن، پروا، نگران
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
مربوط بودن، پروا، نگران
کشمکش کردن، مسابقه جسمانی، سراسیمه کردن
مربوط بودن، پروا، نگران
مربوط بودن، پروا، نگران
عملیات خصمانه، مخاصمه، خصومت
لوازم کار، بعهده گرفتن، طناب وقرقره
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
عصا، قصب، باچوب زدن
قایق رانی
قایق رانی
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.