چیزی را دقیق بهسوی هدفی نشانه رفتن یا برای رسیدن به نتیجهای معین جهتگیری کردن.
مثالهای طبیعی
Der Bogenschütze zielte sorgfältig auf die Mitte der Scheibe.
کماندار با دقت وسط سیبل را نشانه رفت.
Die Kampagne zielt auf jüngere Kundinnen und Kunden.
این کارزار مشتریان جوانتر را هدف میگیرد.
Mit der Frage zielte sie auf den Kern des Problems.
او با آن پرسش به اصل مشکل پرداخت.
نکتهٔ کاربردی
zielen باقاعده است: zielte, hat gezielt. اغلب با auf و آکوزاتیو میآید؛ در معنای مجازی، برنامه یا انتقاد میتواند متوجه چیزی باشد.
درس کوتاه: zielen
چیزی را دقیق بهسوی هدفی نشانه رفتن یا برای رسیدن به نتیجهای معین جهتگیری کردن. zielen باقاعده است: zielte, hat gezielt. اغلب با auf و آکوزاتیو میآید؛ در معنای مجازی، برنامه یا انتقاد میتواند متوجه چیزی باشد.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zielen» مطابقت دارد؟
