معنی ۱neutral · 90%
رولی کوچک از تنباکو در کاغذ که آن را میکشند
مثالهای طبیعی
Vor dem Gebäude raucht ein Mann eine Zigarette.
مردی بیرون ساختمان سیگاری میکشد.
Auf dem Tisch liegt eine ungeöffnete Packung Zigaretten.
یک بستهٔ بازنشده سیگار روی میز است.
In diesem Restaurant sind Zigaretten nicht erlaubt.
در این رستوران سیگار مجاز نیست.
نکتهٔ کاربردی
در مفرد حرف تعریف مؤنث eine است: eine Zigarette.
ترکیبهای رایج
eine Zigarette rauchen — سیگار کشیدنeine Packung Zigaretten — یک بسته سیگارeine Zigarette anzünden — سیگاری روشن کردن
اشتباه رایج
ein Zigarette
eine Zigarette
Zigarette مؤنث است، پس eine میآید.
درس کوتاه: حرف تعریف Zigarette
واژه مؤنث است: die Zigarette؛ جمع آن Zigaretten است.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.در جملهٔ آلمانی «Er raucht ___ Zigarette.» کدام گزینه جای خالی را پر میکند؟
