zu
C1صفتمسدود، بسته شدن، سربسته
JadoLearn Dictionary
zu یعنی مسدود. تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
مسدود، بسته شدن، سربسته
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
بستن، تنگ هم، مقارن
ماهر؛ موفق؛ انجامشده
مسدود، بسته شدن، سربسته
مسدود، بسته شدن، سربسته
سیر، تام، آگندن
بی خود، بوجد آمده، جذبهای
مست، دژم، پاتیل شده
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
صوری، وارث مسلم، نمودار
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.