چیزی را به شخص، مکان یا فرایندی رساندن تا در دسترس باشد یا در آن پردازش شود.
مثالهای طبیعی
Warmwasser führt die Pumpe dem Heizsystem zu.
پمپ آب گرم را به سامانهٔ گرمایش میرساند.
Die Klinik führte dem Patienten Flüssigkeit zu.
درمانگاه به بیمار مایعات رساند.
Die Leitung führt dem Ofen Gas zu.
لوله گاز را به کوره میرساند.
نکتهٔ کاربردی
zuführen جداشدنی است: führte zu, hat zugeführt. برای معنای «منجر شدن به نتیجه»، معمولاً ترکیب جداگانهٔ führen zu میآید: Das führte zu Problemen.
درس کوتاه: zuführen
چیزی را به شخص، مکان یا فرایندی رساندن تا در دسترس باشد یا در آن پردازش شود. zuführen جداشدنی است: führte zu, hat zugeführt. برای معنای «منجر شدن به نتیجه»، معمولاً ترکیب جداگانهٔ führen zu میآید: Das führte zu Problemen.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zuführen» مطابقت دارد؟
