اتفاق یا شانس: رخدادن چیزی بدون برنامهریزی یا قصد قبلی
مثالهای طبیعی
Wir haben uns nur durch Zufall am Bahnhof getroffen.
فقط بهطور اتفاقی در ایستگاه همدیگر را دیدیم.
Der gute Abschluss war kein Zufall, sondern das Ergebnis langer Arbeit.
نتیجهٔ خوب اتفاقی نبود، بلکه حاصل کار طولانی بود.
Die Namen wurden nach dem Zufallsprinzip ausgewählt.
نامها بهصورت تصادفی انتخاب شدند.
نکتهٔ کاربردی
این کاربرد «اتفاق» را در برابر برنامهریزی یا قصد قرار میدهد. durch Zufall راهی بسیار رایج برای گفتن «اتفاقی» است.

