معنی ۱neutral · 87%
امکان یا اجازهٔ ورود به مکانی یا استفاده از سیستم، خدمات یا اطلاعات
مثالهای طبیعی
Nur Mitarbeitende haben Zugang zu diesem Bereich.
فقط کارکنان به این بخش دسترسی دارند.
Ich habe keinen Zugang mehr zu meinem Konto.
دیگر به حسابم دسترسی ندارم.
Studierende erhalten Zugang zu mehreren Datenbanken.
دانشجویان به چند پایگاه داده دسترسی پیدا میکنند.
نکتهٔ کاربردی
الگوی بسیار رایج Zugang zu + Dativ است. در بافت فیزیکی، Zugang میتواند خودِ مسیر یا محل ورود را نیز بیان کند.

