در یک مکان، جلسه، مراسم یا رویداد حضور فیزیکی داشتن
مثالهای طبیعی
Bei der Verleihung waren zahlreiche ehemalige Preisträger zugegen.
در مراسم اعطا، شمار زیادی از برندگان پیشین حضور داشتند.
Nur wenige Zeugen waren bei der entscheidenden Unterredung zugegen.
تنها چند شاهد در گفتوگوی سرنوشتساز حاضر بودند.
Der Vorsitzende bat darum, dass beide Gutachter persönlich zugegen seien.
رئیس درخواست کرد هر دو ارزیاب شخصاً حضور داشته باشند.
نکتهٔ کاربردی
zugegen از نظر سبکی نشاندار است؛ در گفتوگوی روزمره معمولاً da sein یا anwesend sein طبیعیتر است.
