معنی ۱neutral · 82%
متعلق به شخص، گروه یا چیزی بودن یا رابطهای مشخص با آن داشتن.
مثالهای طبیعی
Bitte legen Sie die zugehörigen Rechnungen in diesen Ordner.
لطفاً صورتحسابهای مربوط را در این پوشه بگذارید.
Jede Abteilung hat eine zugehörige Kostenstelle.
هر بخش یک مرکز هزینهٔ مربوط به خود دارد.
Sie fühlt sich der lokalen Gemeinschaft zugehörig.
او احساس میکند به جامعهٔ محلی تعلق دارد.
نکتهٔ کاربردی
zugehörig صفتی است که معمولاً درجهپذیر نیست. اغلب با zu میآید: مدارک مرتبط؛ عضو گروهی بودن.
درس کوتاه: zugehörig
متعلق به شخص، گروه یا چیزی بودن یا رابطهای مشخص با آن داشتن. zugehörig صفتی است که معمولاً درجهپذیر نیست. اغلب با zu میآید: مدارک مرتبط؛ عضو گروهی بودن.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zugehörig» مطابقت دارد؟
