به سمت فرد، گروه یا مکانی حرکتکردن و نزدیکشدن
مثالهای طبیعی
Sie ging auf einen unbekannten Gast zu und stellte sich vor.
او به یک مهمان ناآشنا نزدیک شد و خودش را معرفی کرد.
Wir gingen langsam auf den Eingang zu.
آرامآرام به سمت ورودی رفتیم.
Der Lehrer ging auf die Gruppe zu, um mit ihr zu sprechen.
معلم به گروه نزدیک شد تا با آنها صحبت کند.
نکتهٔ کاربردی
برای این معنی از auf + Akkusativ استفاده میشود: auf jemanden zugehen. در جملهٔ اصلی، جزء zu در پایان میآید.

