معنی ۱neutral · 89%
بهطور عمدی تند و فشرده بیانشده، یا تا نقطهای تنشآلود و بحرانی تشدیدشده
مثالهای طبیعی
Die These ist bewusst zugespitzt, um die Debatte anzustoßen.
این گزاره عمداً تند و برجسته بیان شده تا بحث را به جریان بیندازد.
Die Lage hat sich in den vergangenen Tagen deutlich zugespitzt.
اوضاع در چند روز گذشته بهطور محسوسی حادتر شده است.
Die Überschrift gibt den Inhalt stark zugespitzt wieder.
تیتر محتوا را به شکلی بسیار تند و فشرده بازتاب میدهد.
نکتهٔ کاربردی
بافت مشخص میکند zugespitzt به تند و نقطهدار بودن بیان اشاره دارد یا به تشدید یک وضعیت.
