معنی ۱neutral · 90%
همزمان؛ هر دو با هم
مثالهای طبیعی
Die Aufgabe ist schwierig und zugleich interessant.
کار سخت و در عین حال جالب است.
Das Gerät ist klein und zugleich praktisch.
دستگاه کوچک و همزمان کاربردی است.
Er hört Musik und arbeitet zugleich.
او همزمان موسیقی گوش میدهد و کار میکند.
نکتهٔ کاربردی
zugleich اغلب دو ویژگی یا عمل همزمان را به هم وصل میکند.
ترکیبهای رایج
— و در عین حال
