به سود کسی یا چیزی بودن
مثالهای طبیعی
Die zusätzlichen Mittel sollen vor allem ländlichen Gemeinden zugutekommen.
قرار است منابع مالی اضافی بیش از همه به سود جوامع روستایی باشد.
Kleinere Klassen kommen besonders Kindern mit Förderbedarf zugute.
کلاسهای کوچکتر بهویژه به نفع کودکانی است که به حمایت آموزشی بیشتری نیاز دارند.
Seine Erfahrung mit internationalen Projekten kam dem gesamten Team zugute.
تجربهٔ او در پروژههای بینالمللی به سود کل تیم تمام شد.
نکتهٔ کاربردی
بهرهمندشونده Accusative نمیگیرد؛ ساخت معیار etwas kommt jemandem zugute است.
