به سمت فرد، گروه یا چیزی آمدن و نزدیکشدن
مثالهای طبیعی
Pass auf, ein Radfahrer kommt auf uns zu.
مواظب باش، یک دوچرخهسوار دارد به سمت ما میآید.
Eine Mitarbeiterin kam auf mich zu und bot Hilfe an.
یکی از کارکنان به سمتم آمد و پیشنهاد کمک داد.
Der Zug kam langsam auf den Bahnsteig zu.
قطار آرام به سمت سکو میآمد.
نکتهٔ کاربردی
این معنی فیزیکی و جهتدار است و فرد یا چیزی که به آن نزدیک میشویم پس از auf در Akkusativ میآید.

