معنی ۱neutral · 87%
زمان پس از اکنون یا آنچه ممکن است در آن زمان رخ دهد
مثالهای طبیعی
Ich möchte in Zukunft mehr Verantwortung übernehmen.
میخواهم در آینده مسئولیت بیشتری بر عهده بگیرم.
Die Zukunft des Unternehmens hängt von neuen Produkten ab.
آیندهٔ شرکت به محصولات جدید بستگی دارد.
Sie macht sich Gedanken über die Zukunft ihrer Kinder.
او دربارهٔ آیندهٔ فرزندانش فکر میکند.
نکتهٔ کاربردی
ترکیبهای رایج شامل in Zukunft، für die Zukunft و an die Zukunft denken هستند. جمع آن بسیار کمکاربردتر از مفرد است.

