مورد اجازهٔ مرجع مسئول یا پذیرفتنی بر اساس قاعدهای جاری.
مثالهای طبیعی
Die Nutzung des Raums ist nur bis Mitternacht zulässig.
استفاده از اتاق فقط تا نیمهشب مجاز است.
Das Gericht erklärte den Antrag für zulässig.
دادگاه درخواست را قابل پذیرش اعلام کرد.
Nur zulässige Zusatzstoffe dürfen in diesem Produkt stehen.
فقط افزودنیهای مجاز میتوانند در این محصول درج شوند.
نکتهٔ کاربردی
zulässig صفتی رایج در بافتهای حقوقی و اداری است و اغلب در جایگاه مسندی میآید: Das Verfahren ist zulässig.
درس کوتاه: zulässig
مورد اجازهٔ مرجع مسئول یا پذیرفتنی بر اساس قاعدهای جاری. zulässig صفتی رایج در بافتهای حقوقی و اداری است و اغلب در جایگاه مسندی میآید: Das Verfahren ist zulässig.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «zulässig» مطابقت دارد؟
