اجازهدادن یا مجاز دانستن یک کار، وضعیت، گزینه یا شرایط
مثالهای طبیعی
Die Prüfungsordnung lässt keine Wörterbücher zu.
آییننامهٔ آزمون اجازهٔ استفاده از فرهنگ لغت را نمیدهد.
Das Programm lässt mehrere Dateiformate zu.
این برنامه چند قالب فایل را میپذیرد.
Wir lassen für diese Aufgabe zwei Lösungen zu.
برای این تمرین دو پاسخ را مجاز میدانیم.
نکتهٔ کاربردی
در این معنی zulassen نزدیک به erlauben است. چیزی که مجاز میشود اغلب مفعول Akkusativ است: Änderungen zulassen، mehrere Lösungen zulassen.

