معنی ۱neutral · 82%
برای مثال
مثالهای طبیعی
Ich mag Obst, zum Beispiel Äpfel.
میوه دوست دارم، مثلاً سیب.
Viele Städte, zum Beispiel Berlin, sind groß.
شهرهای زیادی، مثلاً برلین، بزرگاند.
Wir üben Zahlen, z. B. Preise.
عددها را تمرین میکنیم، مثلاً قیمتها.
نکتهٔ کاربردی
در این کاربرد A1 ترتیب واژههای آلمانی را طبیعی نگه دار.
