معنی ۱neutral · 90%
چیزی را بستن یا تعطیل کردن
مثالهای طبیعی
Mach bitte die Tür zu.
لطفاً در را ببند.
Der Laden macht um acht Uhr zu.
فروشگاه ساعت هشت بسته میشود.
Sie hat das Fenster zugemacht.
او پنجره را بست.
نکتهٔ کاربردی
در جملهٔ اصلی zu جدا میشود و به انتهای جمله میرود.
ترکیبهای رایج
Tür zumachen — در را بستن

