در حدی معقول یا قابلتحمل که بتوان در شرایط موجود از فرد انتظارش را داشت
مثالهای طبیعی
Ein täglicher Arbeitsweg von vier Stunden gilt kaum noch als zumutbar.
رفتوآمد روزانهٔ چهار ساعته دیگر بهسختی قابلتحمل و معقول محسوب میشود.
Die Wohnung muss trotz der Bauarbeiten weiterhin zumutbar bewohnbar sein.
با وجود عملیات ساختمانی، سکونت در آپارتمان باید همچنان در حد قابلتحمل باشد.
Die Behörde prüft, ob die zusätzliche Wartezeit den Betroffenen zumutbar ist.
اداره بررسی میکند آیا زمان انتظار اضافی برای افراد درگیر قابلتحمل است یا نه.
نکتهٔ کاربردی
zumutbar اغلب نوعی سنجش تعادلی را میرساند: ممکن است دشواری وجود داشته باشد، اما هنوز در محدودهٔ قابلقبول است.
