معنی ۱neutral · 82%
بیشتر شدن مقدار، تعداد یا شدت چیزی.
مثالهای طبیعی
Die Zunahme der Bestellungen überraschte das kleine Geschäft.
افزایش سفارشها فروشگاه کوچک را غافلگیر کرد.
Die Zunahme der Besucherzahl betrug zehn Prozent.
افزایش شمار بازدیدکنندگان ده درصد بود.
Ärzte beobachten eine Zunahme allergischer Beschwerden.
پزشکان افزایش شکایتهای آلرژیک را مشاهده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
Zunahme مؤنث است: die Zunahme؛ جمع Zunahmen. معمولاً um میزان تغییر و von مقدار پایه را معرفی میکند.
درس کوتاه: Zunahme
بیشتر شدن مقدار، تعداد یا شدت چیزی. Zunahme مؤنث است: die Zunahme؛ جمع Zunahmen. معمولاً um میزان تغییر و von مقدار پایه را معرفی میکند.
خودت را امتحان کن
یک پاسخ را انتخاب کن.کدام تعریف با «Zunahme» مطابقت دارد؟
